بازطراحی محصول (وبسایت، اپلیکیشن) باید یکی از رویکردهای مهم برای هر کسبوکاری باشد. چرا مهم؟ طبیعتا وقتی محصولی طراحی میشود، نباید انتظار داشت که کار تمام شده، بلکه باید برای بهتر شدن آن تلاش کنیم. با بازطراحی محصول علاوهبر بازنگری براساس اصول و استانداردهای جدید، مشکلاتی که کاربران با محصول دارند نیز برطرف میشود، پس Redesign میتواند کمک بسیار زیادی به تجربه کاربر و محبوبیت برند کند.
در این مطلب از سری مقالات آموزش تجربه کاربری آکادمی آمانج ما به مقوله بازطراحی محصول یا ریدیزاین وبسایت و اپلیکیشنها میپردازیم. اینکه چه مبانی باید در این کار مد نظر باشد یا چه زمانی محصول شما نیاز به بازطراحی دارند، سوالاتی است که در ادامه این مطلب و البته تحقیق و مشورت با متخصصان به آن خواهید رسید.
آنچه در این نوشته خواهیم داشت
چه زمانی باید به بازطراحی محصول فکر کنیم؟
دلایل زیادی برای شروع فرایند بازطراحی محصول وجود دارد. با اینحال بهتر است با درک مشکلات و دلایلی که برای این کار دارید، شروع کنید. در ادامه مواردی که نشان میدهد زمان خانهتکانی محصول برند شما رسیده است را لیست کردهایم:
وقتی تاریخ انقضا طرح تمام شده
هرساله طرحهای جدید و روشهای مدرنی برای رابط کاربری محصولات دیجیتالی عرضه میشود. طرحهایی که براساس آمار بهروز شده از کمپانیهای بزرگ، بررسی و نهایی میشوند. مطمئنم بارها برای انتخاب واحد دانشگاه یا خدمات اینترنتی بیمه سراغ سایتهای قدیمی دولتی رفتهاید. نمونه بارز و البته کمی افراطی اتمام تاریخ انقضا طراحی همین وبسایتهای قدیمی و فشل دولتی هستند.
درواقع طرحهای جدید حس بهروزی را به کاربر آشنا با اینترنت منتقل میکنند. اگر این حس به کاربر منتقل نشود کمکم مثل خودروهای قدیمی که از ذهنیت مردم دور میشود، برند مبتنی بر اصول قدیمی نیز کاربر را دلزده میکند.
بیشتر بخوانید: “چرا طراحی محصول باید همدلانه باشد؟“
وقتی معیاری درست کار نمیکند
مبانی اندازهگیری عملکرد محصولات دیجیتال، مثل درد بدن انسانهاست. معیارها نشان میدهند که محصول شما در فلان مرحله یا فلان نقطه درست کار میکند یا خیر. ممکن است شما فکر کنید کار نکردن محصول در آن نقطه به دلیل طراحی است و باید فرایند بازطراحیش شروع شود.
اما پیشنهاد میکنم، کمی صبر کنید. با بررسی بیشتر معیارهایی مثل خروج کاربر از صفحات محصول یا نرخ تبدیل میتوان فهمید مشکل از طراحی کل محصول، طراحی بخش خاص یا اصلا مشکل از طراحی نیست و فقط با تغییر یک نوشته نرخ کلیک افزایش مییابد.
وقتی که زمان بهروزرسانی برند رسیده
اغلب اوقات هرگونه بازطراحی برند و لوگو مستلزم بازطراحی محصول از نظر زیباییشناسی نیز هست. معمولا سادهترین نوع ریدیزاین بههمین دلیل است، زیرا نیازی به تغییرات اساسی در ساختار محصولات نیست و هدف فقط زیباسازی فضای طراحی سایت یا اپلیکیشن است.
به لوگو اینستاگرام قدیمی و جدید فکر کنید. منصفانه است که به این نتیجه برسید اینستاگرام با لوگو جدید و آن محصول قدیمی نمیتوانست موفق شود و بازطراحی آن براساس زیبایی نیاز بوده است.
وقتی کاربر دست به کار میشود
خیلی از مواقع صاحبان و متخصصان یک کمپانی متوجه عملکرد بد محصول از نظر تجربه کاربری نمیشوند. محصول نیاز به ریدیزاین در بخشهای مختلف دارد و هیچکس به فکر نیست. در این مرحله، کاربری که مستقیما تجربه استفاده از محصول را دارد و شخصیت برند شما را درک کرده، دست بهکار میشود و با بازخوردهای منفی که برایتان میفرستد، شما را نسبتبه مشکل محصول در فلان بخش آشنا میکند.
نظر منفی کاربر یک هشدار رایگان و ساده است که هر محصولی را به سمت بهتر شدن هدایت میکند.
با ریدیزاین محصول بر اساس نظرات کاربران میتوانید تجربه منفی که برایشان رقم خورده را به تجربهای مثبت و حس اهمیت تغییر دهید.
مراحل ریدیزاین محصول از اول چیست؟
فرض کنید که پس از بررسی محصولی خاص، متوجه شدیم که محصول، نیاز به بازطراحی دارد. در ادامه مرحلهبهمرحله تا اتمام کار من همراهتان هستم.
فرقی نمیکند، بازطراحی کلی باشد یا جزئی. اگر به این نتیجه رسیدهاید که باید سایت یا اپلیکیشن را ریدیزاین کنید، ممکن است نیازی به اجرای تمامی مراحل نداشته باشید، ولی کار همان کار است.
اهداف و فرضیه های طرح را بنویسید
هر طراحی اهدافی دارد. همین جمله کلیشهای مبنای اصلی شروع کار بازطراحی است. اصلا به همین دلیل است که تسلط روی این اهداف میتواند به بهتر شدن فرایند بازطراحی کمک کند. برای شروع از زیر و رو کردن اهداف ریدیزاین شروع کنید. سپس برای بررسی مشکلات کاربران، سراغ تحقیقات و آنالیز آمارها و بازخوردها بروید. بهتر است طی یک بازه زمانی آمار و اطلاعات را زیر نظر بگیرید و سپس برای تدوین دوباره اهداف بازطراحی اقدام کنید.
پیشنهاد میکنم اهداف، فرضیهها و نتیجه بازطراحی را ثبت کنید. شما میتوانید لیست خود را با سه سرفصل زیر شرح دهید.
- ما براین باوریم….: (اهداف)
- پس اگر ما….: (فرضیههای عملی)
- در نتیجه خواهیم دید…: (نتیجه بازطراحی)
در هر بخش گفته شده شرحی از فرایند بازطراحی را مینویسیم، حالا سند ریدیزاین محصول را ساختهایم.
سند بازطراحی را به جلسه طوفان فکری ببرید
وقتی اهداف و فرضیههای ریدیزاین محصول را نوشتیم وقت آن است که اطلاعات خود را برای راهکارهای عملی بین متخصصان مربوط به این حوزه به اشتراک بگذاریم. در جلسه طوفان فکری باید به راهکارهای عملی انجام بازطراحی فکر کنید. احتمالا این کار در یک جلسه شدنی نیست، پس عجله نکنید و اجازه دهید متخصصهای طراحی رابطکاربری، برنامهنویسی و تجربهکاربری بهخوبی روی موضوع فکر کنند.
ایدهها را با آزمایش به تایید کامل برسانید
یکی از مهمترین فرایندهای بازطراحی محصول، آزمایش راهکارهای عملی شناسایی شده توسط کاربران است. در واقع با اجرا و بررسی بخشهایی از فرضیههایی که در سند بازطراحی نوشته شده است، فرضیههای تیم رد یا تایید میشود و کار جنبه عملی پیدا میکند.
این آزمایش، شواهد تجربی و قابل اندازهگیری بسیار زیادی در اختیار شما میگذارد تا نسبتبه تغییر فرضیهها یا اجرای کامل آنها مطمئن شوید.
در فرایند آزمایش طرح ممکن است فرضیههای تیم تایید یا رد شوند، خیلی مهم است که فرآیند بررسی اطلاعات پس از آزمایش به دور از هرگونه تعصب باشد تا از تایید کامل موضوع مطمئن باشید.
بیشتر بخوانید:
“تحقیقات کمّی در UX+ معرفی متدهای آن”
“۸ متد تحقیقات کیفی در UX“
طرح های تایید شده را اجرا کنید
حالا که فرضیههای آزمایش و اطلاعات عملی را بهدست آوردید، وقت آن است که طرحها را کامل کنید. قبل از شروع اجرا بسیار مهم است که سیستم طراحی دقیق و اشتراکی داشته باشید. اشتراکی به این معنا که طرحها بین تیمهای برنامهنویسی و طراحی بهصورت مشترک بررسی و اجرا شوند. هر تیم نقطه نظرهای خاصی دارد که با استفاده از پلتفرم مشترک بین آنها مثل فیگما میتوان ارتباطاتشان را بهبود بخشید.
مراحل بازطراحی جزئی محصول چیست؟
اگر قصد دارید بهجای تغییر کل سایت و طراحی محصول، چند بخش را دوباره اجرا کنید، رویکرد شما کمی متفاوت خواهد بود.
مشکلات را شناسایی و تعریف کنید
اولین مرحله شناسایی مشکلاتی که به دنبال حل آنها هستید، است. برای انجام این کار، باید تحقیقاتی انجام دهید. بهترین راه شناسایی مشکل ارزیابی شهودی، تست تجربه کاربری و مصاحبه با کاربر است.
مشکلات را برای رسیدگی اولویت بندی کنید
حالا وقت آن است که مشکلات مشخص شده را براساس شدت اثرگذاری روی کاربر، معیارهای اندازهگیری و هزینه، اولویتبندی کنید. اول مشکلاتی که هزینه و وقت کمی نیاز دارند را انجام دهید و سپس سراغ مشکلات اثرگذار بروید.
چه تیمی روی فرآیند بازطراحی محصول کار کند؟
شاید این سوال کمی عجیب باشد، در اولین نگاه میگویید خب تیم طراحی و فنی. مگر به کسی دیگر هم نیاز داریم؟
جواب، بله است. شما به یک تیم جدید در فرایند ریدیزاین وبسایت یا اپلیکیشن نیاز دارید. بهترین روش استخدام تیمی جدید برای یک پروژه بازطراحی است، زیرا تیم فعال روی محصول ممکن است نسبتبه تغییرات بدبین باشند یا با ذهنیت قدیم خود کار را پیش ببرند.
بهترین روش استفاده از تیم فعال روی محصول بهعنوان یک منبع اطلاعاتی است و کار عملی را به تیم طراحی و توسعه جدید بسپارید. البته این نظریه همیشه درست نیست و بهتر است براساس شناختی که از تیم دارید در این موضوع تصمیم بگیرید.
حرف آخر
بازطراحی و ریدیزاین محصول فرایند سخت و پیچیدهای است که نیاز به تحقیق و بررسی بسیار زیادی دارد. اگر قصد شروع چنین پروژهای را دارید بهتر است با صبر و حوصله، مشورت با متخصصهای مختلف و بررسی همهجانبه دلایل ریدیزاین پیش بروید، زیرا همانطور که اثر مثبت بازطراحی میتواند شما را تا قله بالا ببرد اثر منفی آن میتواند درب خروج از ذهن کاربر را برای هر برندی باز کند.