در سالهای اخیر، طراحی UI مسیر پویایی را پشت سر گذاشته است؛ مسیری که از مینیمالیسم آغاز شد و اکنون به مفهومی بصریتر و چندلایه تحت عنوان Liquid Glass Design رسیده است. این سبک، با تأکید بر شفافیت، انکسار نور و ترکیب عمق با ظرافت بصری، نمایی آیندهنگر از تعامل انسان و رابط دیجیتال ارائه میدهد.
کمپانی اپل در بهروزرسانیهای ۲۰۲۵ خود، بهویژه در سیستمعاملهای iOS و macOS، این رویکرد را بهطور جدی وارد زبان طراحی خود کرده است. نتیجه، تجربهای است که نهتنها از نظر زیباییشناختی چشمنواز است، بلکه درک کاربر از فضا، محتوا و تعامل را نیز متحول میکند.
در این مقاله، نگاهی دقیق و کاربردی خواهیم داشت به چیستی Liquid Glass Design، نحوهی بهکارگیری آن در طراحیهای اخیر اپل، مزایا و چالشهای فنی و تجربی این سبک، و مهمتر از همه، اینکه چگونه طراحان UI میتوانند این ترند را در پروژههای خود بهکار بگیرند.
آنچه در این نوشته خواهیم داشت
Liquid Glass Design چیست؟
Liquid Glass Design، سبکی نوین در طراحی رابط کاربری است که از جنسیت شیشه، نور، حرکت و عمق الهام میگیرد. در این سبک، المانهای رابط کاربری طوری طراحی میشوند که شبیه به شیشهی نیمهشفاف و مایع به نظر برسند؛ گویی بین کاربر و محتوای اصلی یک لایهی شفاف، نورانی و پویا قرار گرفته است.
مهمترین ویژگیهای این سبک شامل موارد زیر است:
- شفافیت: استفاده از سطوح نیمهمات (glassmorphism) برای ایجاد حس عمق و تفکیک محتوا بدون از بین بردن پسزمینه.
- لایهبندی دقیق: طراحی در چندین لایه بصری که هرکدام عمق و فاصلهی متفاوتی دارند.
- نورپردازی نرم و دینامیک: افکتهای نوری مانند درخشش، بازتاب یا بلور که به تجربهی بصری غنای بیشتری میدهند.
- حرکت و انیمیشنهای ظریف: استفاده از ترنزیشنها و موشنهای نرم برای زنده کردن محیط کاربری.
در این سبک، هدف صرفاً زیبا بودن نیست؛ بلکه ایجاد تجربهای حسی و زنده برای کاربر است، بهطوریکه هر تعامل، بافت و لایهای جدید از فضا را آشکار کند. اینجاست که طراحی، نهفقط ابزار، بلکه تجربه میشود.
Liquid Glass در بهروزرسانی ۲۰۲۵ اپل
در سال ۲۰۲۵، اپل با بازطراحی برخی از کلیدیترین اجزای رابط کاربری در iOS و macOS، گام مهمی در جهت توسعهی زبان طراحی خود برداشت. یکی از برجستهترین ویژگیهای این طراحی جدید، استفاده گسترده و هوشمندانه از سبک Liquid Glass است.
برخلاف تغییرات اغلب ظاهری در نسخههای قبلی، در طراحی ۲۰۲۵، اپل رویکردی عمیقتر اتخاذ کرده: رابط کاربری حالا بیشتر «احساس میشود» تا فقط «دیده شود». این دقیقاً همان جایی است که Liquid Glass نقش محوری پیدا میکند. نمونههایی از حضور Liquid Glass در UI اپل عبارتند از:
- مرکز کنترل (Control Center) در iOS
صفحهای که از پایین یا بالا به سمت داخل میلغزد، حالا بهصورت یک لایهی شفاف و بلوری ظاهر میشود. پشت آن همچنان عناصر صفحه اصلی قابل مشاهدهاند، اما با افکت تار شدن و شکست نور. هر بخش از کنترل سنتر نیز مانند پنلهای شناور روی این سطح شیشهای چیده شدهاند.
- اپلیکیشن Weather (هواشناسی)
در طراحی جدید، بخشهای مختلف این اپ با لایههای نیمهشفاف و متحرک از هم جدا شدهاند. پسزمینه پویاست و با شرایط آبوهوایی متغیر، نوری که از پشت لایهها میتابد نیز تغییر میکند — شبیه به شکست نور از پشت شیشه.
- Dock در macOS
بخش پایین صفحه در مکاواس، که محل نگهداری آیکون برنامههاست، حالا ظاهر شیشهای بیشتری دارد. با حرکت ماوس، افکت blur و انکسار اطراف آیکونها واکنش نشان میدهد؛ بهگونهای که گویی ماوس سطحی مایع را لمس کرده است.

بیشتر بخوانید: “مقایسه طراحی UI اپلیکیشن در اندروید و iOS“
ویژگیهای کلیدی طراحی شیشهای اپل در ۲۰۲۵
- شفافیت هوشمند: بر اساس زمینهی صفحه و تعامل کاربر، میزان شفافیت پویا تنظیم میشود.
- Motion Blur (تاری حرکتی): هنگام باز یا بسته شدن منوها، یک تاری نرم و طبیعی روی لایهها ایجاد میشود تا حرکتها واقعگرایانهتر بهنظر برسند.
- لایهبندی عمیق: المانها به جای چیدمان دوبعدی، در عمقهای مختلف طراحی شدهاند و نسبت به حرکت دستگاه (مثلاً در iPhone با Face ID) واکنش نشان میدهند.
- نورپردازی واکنشی: در بعضی فضاها، نور پسزمینه هنگام لمس، اسکرول یا تغییر محتوا، بهصورت نرم تغییر میکند، چیزی شبیه به تابش نور از پشت شیشهی مات.
اپل در این طراحی نهفقط از Liquid Glass بهعنوان جلوهای بصری استفاده کرده، بلکه آن را به بخشی از تجربهی تعامل کاربر تبدیل کرده است. در واقع، این زبان طراحی تلاشی است برای حذف مرز بین فناوری و حس لمس؛ نوعی رابط که کمتر شبیه یک نرمافزار و بیشتر شبیه یک مادهی زنده عمل میکند.

نقش طراحان UI در مواجهه با ترند Liquid Glass
ترندهایی مثل Liquid Glass در نگاه اول صرفاً جلوهای زیباشناختی به رابط میدهند، اما نقش آنها فراتر از ظاهر است. چنین سبکهایی روی درک کاربر از فضا، مسیر حرکت در صفحه، تمرکز دید و حتی عملکرد فنی سایت یا اپلیکیشن تأثیر مستقیم دارند. به همین دلیل، طراح نمیتواند فقط به زیبایی توجه کند؛ باید بفهمد که در چه موقعیتی، برای چه کاربری و با چه هدفی باید یا نباید از یک ترند استفاده کند.
شناخت ترندها مهم است، اما کافی نیست. یک طراح حرفهای باید بتواند بین طراحی جذاب و تجربه کاربری مؤثر تعادل برقرار کند—و این چیزی نیست که صرفاً با دیدن نمونهکارهای Behance یا دنبال کردن صفحات اینستاگرامی بهدست بیاید. برای چنین درکی، نیاز به آموزش عمیق، تمرین عملی و بازخورد حرفهای وجود دارد؛ چیزی که تفاوت بین یک طراح صرفاً زیباشناس و یک طراح تصمیمساز را مشخص میکند.
بیشتر بخوانید: “راهنمای جامع قوانین طراحی تجربه کاربر و طراحی رابط کاربر“
مزایا و چالشهای طراحی Liquid Glass
استفاده از Liquid Glass Design در رابطهای کاربری با خود مجموعهای از دستاوردها و محدودیتها را به همراه دارد که طراحان، توسعهدهندگان و حتی صاحبان محصول باید از آن آگاه باشند.
مزایای Liquid Glass Design
۱. زیبایی بصری پیشرفته و مدرن
این سبک با استفاده از شفافیت، انکسار نور، و انیمیشنهای ظریف، ظاهری پیچیده و آیندهنگر به رابط میبخشد. طراحیهایی که از Liquid Glass استفاده میکنند، غالباً حس لوکس بودن و دقت بالا را القا میکنند.
۲. ایجاد حس عمق و بُعد در فضا
برخلاف طراحی تخت که همهچیز در یک سطح نمایش داده میشود، Liquid Glass لایههای مختلفی ایجاد میکند که حس فاصله، اولویتبندی و عمق را به کاربر منتقل میکند. این ویژگی به درک سریعتر ساختار صفحه کمک میکند.
۳. افزایش تعامل حسی در تجربه کاربری
کاربران نهتنها اطلاعات را مشاهده میکنند، بلکه با یک محیط واکنشی و زنده تعامل دارند. حرکات، لمسها و اسکرولها در این سبک بهنوعی بافتدار میشوند و تجربهی کاربر را احساسیتر و واقعیتر میکنند.
۴. ایجاد تمایز برای برند
استفاده هوشمندانه از این سبک میتواند جلوهای اختصاصی به طراحی سایت یا اپلیکیشن دهد و آن را از نمونههای رایج و معمول متمایز کند.
چالشهای Liquid Glass Design
۱. بار پردازشی بالا و مصرف منابع
افکتهای بلور، انیمیشنهای نرم و لایهبندی چندگانه باعث افزایش فشار بر GPU و RAM میشوند. این موضوع در دستگاههای میانرده یا مرورگرهای قدیمی میتواند به کاهش روانی تجربه یا حتی باگهای گرافیکی منجر شود.
۲. پیادهسازی فنی پیچیدهتر
طراحی و کدنویسی این نوع رابط، نیازمند درک دقیق از مفاهیم لایهبندی، CSS پیشرفته (مانند backdrop-filter) و حتی WebGL یا GPU acceleration است. همچنین طراح باید تسلط کافی بر ابزارهایی مانند Figma یا Adobe XD داشته باشد تا این افکتها را بهدرستی شبیهسازی کند.
۳. چالشهای در دسترسپذیری (Accessibility)
افکتهای شفاف و بلور ممکن است برای کاربران با مشکلات بینایی یا شناختی گیجکننده باشند و به دسترسیپذیری محصول لطمه بزند. اگر طراحی بهدرستی با کنتراست کافی، وضوح متن و گزینههای دسترسی همراه نباشد، تجربهی کاربر آسیب خواهد دید.
۴. احتمال کاهش عملکرد در وبسایتهای سنگین یا چندمنظوره
در پروژههایی که حجم اطلاعات بالا و قابلیتهای متنوع دارند (مانند داشبوردهای پیچیده)، استفاده گسترده از Liquid Glass ممکن است به قیمت کاهش عملکرد و وضوح محتوا تمام شود.
در نتیجه، Liquid Glass Design زمانی مؤثر و ارزشمند است که با درک فنی، هدف تجربه کاربری و محدودیتهای اجرایی بهکار گرفته شود. این سبک میتواند تجربهای منحصربهفرد خلق کند، اما تنها در صورتی که زیبایی و عملکرد در تعادل باقی بمانند.
استفاده از Liquid Glass در برندهای بزرگ
اگر تصور میکنید Liquid Glass Design فقط یک انتخاب خاص از سوی اپل بوده، واقعیت بسیار گستردهتر از این است. در سالهای اخیر، برندهای بزرگ دیگری مانند گوگل، مایکروسافت، سامسونگ و حتی پلتفرمهای توسعه وب، بهوضوح به سمت زبانهای طراحی رفتهاند که از شفافیت، نورپردازی، لایهبندی و حرکت بهره میبرند.
در اندروید ۱۵، بخشهایی از سیستم بهصورت شفاف و مات بازطراحی شدهاند؛ ویندوز ۱۱ در طراحی پنجرهها، منوها و پسزمینهها از افکتهای شیشهای و Blur استفاده کرده؛ حتی در محیطهای توسعه وب، صفحات دمو یا لانچرهای وبفلو، حال و هوای طراحی شفاف و متحرک را با خود دارند. این روند نشان میدهد که ترندهایی مانند Liquid Glass بخشی از آیندهی عمومی طراحی رابط هستند، نه صرفاً یک انتخاب تجملاتی.
در چنین شرایطی، یک طراح UI باید فقط به دیدن و الهام گرفتن اکتفا نکند؛ بلکه باید بتواند این زبانهای طراحی را تحلیل، مقایسه، و در پروژههای واقعی پیادهسازی کند. و این، بدون یادگیری ساختاریافته و تمرین هدفمند ممکن نیست.

راهنمای استفاده از Liquid Glass در طراحی UI
استفاده از Liquid Glass Design در طراحی رابط کاربری، میتواند به سایت یا اپلیکیشن شما ظاهری مدرن، تکنولوژیک و متفاوت ببخشد—اما این سبک، همیشه و همهجا انتخاب درستی نیست. طراحی شفاف و چندلایه اگر بهدرستی اجرا نشود، ممکن است نهتنها خوانایی محتوا را کاهش دهد، بلکه سرعت بارگذاری و عملکرد سایت را هم تحت تأثیر قرار دهد.
در تجربههای موفق، این سبک بیشتر در صفحاتی استفاده شده که تأکید بر جلوهی بصری و ارتباط احساسی با کاربر دارند؛ مثل صفحات فرود، اپلیکیشنهای سلامت دیجیتال، فینتک، یا پلتفرمهای خلاق. در مقابل، در طراحیهای عملکردمحور مانند پنلهای مدیریت یا وباپهای پیچیده، استفاده از این سبک میتواند باعث حواسپرتی کاربر یا افت بهرهوری شود.
اگر قصد دارید این زبان بصری را وارد طراحی سایتتان کنید، حتماً به چند اصل توجه داشته باشید:
- شفافیت نباید فدای خوانایی شود. تضاد رنگی، عمق مناسب و سلسلهمراتب بصری دقیق بسیار حیاتی است.
- افکتهای نوری و ماتکننده را به اندازه استفاده کنید. تمرکز بیش از حد روی زیبایی میتواند تجربه کاربری را قربانی کند.
- پیادهسازی را روی دستگاهها و مرورگرهای مختلف تست کنید. ابزارهایی مانند فیگما، قابلیت backdrop-filter در CSS، و فریمورکهایی مثل Tailwind CSS در این مسیر کمک بزرگی هستند.
جمعبندی
طراحی رابط کاربری در سال ۲۰۲۵، دیگر به یک نمایش سادهی اطلاعات محدود نیست؛ تجربهای چندلایه، واکنشی و حسی است که مخاطب در آن «حضور» دارد، نه فقط «مشاهده». Liquid Glass Design نمونهای از این تغییر جهت است—ترکیبی از زیبایی، فناوری و دقت که اگر درست بهکار گرفته شود، میتواند فاصلهی بین کاربر و محتوا را از بین ببرد.
اما درک و اجرای درست چنین سبکهایی نیازمند چیزی فراتر از شناخت ترندهاست؛ باید اصول طراحی، ابزارهای روز، و منطق پشت هر تصمیم گرافیکی را بشناسید.
اگر میخواهید مسیر یادگیری طراحی UI را بهصورت حرفهای و پروژهمحور دنبال کنید، شرکت در یک دوره جامع و بهروز طراحی UI آکادمی آمانج انتخاب مناسبی است. این دوره با در نظر گرفتن نیازهای بازار و با تمرکز بر طراحیهای مدرن طراحی شده است.