// Perform your desired action here (function (s, e, n, d, er) { s['Sender'] = er; s[er] = s[er] || function () { (s[er].q = s[er].q || []).push(arguments) }, s[er].l = 1 * new Date(); var a = e.createElement(n), m = e.getElementsByTagName(n)[0]; a.async = 1; a.src = d; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', 'https://cdn.sender.net/accounts_resources/universal.js', 'sender'); sender('986212f6399684')

Dwell Time چیست و چرا در سئو اهمیت دارد؟

dwell time چیست؟

فرض کنید کاربر یکی از صفحات سایت را در نتایج جستجوی گوگل باز می‌کند، اما چند ثانیه بعد، بدون تعامل خاصی با محتوا، به صفحه نتایج برمی‌گردد. از نظر گوگل، این رفتار ممکن است نشانه‌ای باشد از اینکه محتوای صفحه با نیاز یا انتظار کاربر هم‌خوانی نداشته است.

در چنین شرایطی، یکی از شاخص‌هایی که نقش مهمی ایفا می‌کند، Dwell Time یا زمان ماندگاری کاربر در صفحه است. این مفهوم، هرچند مستقیماً در ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس قابل مشاهده نیست، اما در ارزیابی کیفیت تجربه کاربر و ارتباط محتوا با هدف جستجو، اهمیت زیادی دارد.

در این مقاله بررسی می‌کنیم که Dwell Time دقیقاً چیست، چه تفاوتی با مفاهیم مشابه دارد، چرا می‌تواند بر سئو تأثیر بگذارد، و چگونه می‌توان با بهبود طراحی محتوا و تجربه کاربر، این زمان را افزایش داد.

 


Dwell Time یکی از فاکتورهایی است که به سئو داخلی مرتبط می‌شود. برای آشنایی بیشتر، مقاله “سئو داخلی (On-page SEO) چیست؟ را مطالعه کنید.


 

Dwell Time چیست؟ (و چه چیزی نیست؟)

Dwell Time مدت‌زمانی است که کاربر پس از کلیک روی یکی از نتایج جستجو، در آن صفحه می‌ماند، پیش از آنکه دوباره به صفحه نتایج گوگل بازگردد. این مفهوم به‌طور خاص به تعامل بین کاربر و نتیجه جستجو مربوط می‌شود و نشان می‌دهد که آیا محتوای صفحه توانسته نیاز یا سؤال کاربر را پاسخ دهد یا خیر.

نکته مهم این است که Dwell Time یک معیار رسمی در ابزارهای تحلیلی مانند Google Analytics نیست، اما می‌توان با بررسی ترکیبی برخی شاخص‌ها، آن را به‌طور غیرمستقیم تحلیل کرد.

تفاوت  Dwell Time با مفاهیم مشابه (Time on page، Bounce Rate، Session Duration )

فرض کنید کاربری در گوگل عبارت «مزایای روغن زیتون» را جستجو و در نتایج جستجو، روی لینک سایت A کلیک می‌کند. حالا چند حالت ممکن است اتفاق بیفتد:

حالت اول) کاربر وارد سایت A شده، ۲۰ ثانیه می‌ماند و به نتایج گوگل برمی‌گردد. در این حالت:

  • مدت حضور کاربر (Dwell Time): ۲۰ ثانیه
  • نرخ پرش (Bounce Rate): بله (چون هیچ کلیکی نکرده و فوراً برگشته)
  • زمان حضور در صفحه (Time on Page): ۲۰ ثانیه
  • مدت سشن کاربر (Session Duration): ۲۰ ثانیه

این حالت نشان می‌دهد محتوای سایت نتوانسته کاربر را قانع کند.

حالت دوم) کاربر وارد سایت A شده، ۲ دقیقه مقاله را می‌خواند، سپس روی یک لینک داخلی کلیک می‌کند:

  •  Dwell Time: در این حالت قابل اندازه‌گیری نیست، چون کاربر به صفحه نتایج برنگشته است.
  •  Bounce Rate: خیر، چون کاربر تعامل داشته است.
  • زمان حضور در صفحه (Time on Page): ۲ دقیقه
  •  Session Duration: هرچقدر که کل بازدید ادامه داشته باشد (مثلاً ۶ دقیقه)

این رفتار برای گوگل مثبت تلقی می‌شود چون کاربر با محتوای وبسایت تعامل داشته است.

حالت سوم) کاربر وارد سایت A شده، ۱ دقیقه می‌ماند، سپس بدون کلیک روی چیزی، تب مرورگر را می‌بندد

  • Dwell Time: مشخص نیست، چون کاربر به صفحه نتایج برنگشته که گوگل بتواند زمانی بین ورود و بازگشت را محاسبه کند
  •  Bounce Rate: بله، چون هیچ کلیکی انجام نشده
  • زمان حضور در صفحه (Time on Page): ۱ دقیقه
  • مدت سشن کاربر (Session Duration): ۱ دقیقه

گوگل در این حالت شاید نتواند به‌درستی بفهمد تجربه کاربر چطور بوده، چون برگشت به صفحه نتایج رخ نداده است.

 


بیشتر بخوانید: “Time on page در سئو خیلی مهم نیست!


 

معیار

چیست؟چه زمانی اندازه‌گیری می‌شود؟

Dwell Time

مدت‌زمانی که کاربر بعد از کلیک روی یک نتیجه گوگل در صفحه می‌ماند، قبل از اینکه به صفحه نتایج گوگل برگردد.فقط وقتی کاربر به صفحه نتایج گوگل برگردد.

Bounce Rate

کاربر وارد صفحه شده و هیچ تعاملی با صفحه ندارد (کلیک، اسکرول و…)

زمانی‌که کاربر بدون تعامل از سایت خارج شود.

Time on Pageزمانی که کاربر در یک صفحه خاص سپری می‌کند.

وقتی از ان صفحه به صفحه دیگری برود یا صفحه را ببندد.

Session Durationکل زمانی که کاربر در آن وبسایت حضور دارد.

از لحظه ورود تا لحظه خروج از سایت (فارغ از تعداد صفحات)

آیا Dwell Time روی رتبه گوگل تأثیر دارد؟

گوگل به‌طور رسمی اعلام نکرده که Dwell Time یکی از فاکتورهای مستقیم رتبه‌بندی است، اما شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد نحوه تعامل کاربران با صفحات وب برای گوگل اهمیت دارد. الگوریتم‌هایی مانند RankBrain که رفتار کاربران را تحلیل می‌کنند، به دنبال این هستند که بفهمند آیا یک نتیجه واقعاً به نیاز کاربر پاسخ داده یا نه.

یکی از نشانه‌های رضایت کاربر ماندن در صفحه برای مدت قابل‌قبول است. برعکس، اگر کاربران زیادی بلافاصله پس از ورود به یک صفحه، به نتایج جستجو بازگردند، گوگل این رفتار را به عنوان یک سیگنال منفی تلقی می‌کند.

Pogo-Sticking یعنی چه و چه ارتباطی با Dwell Time دارد؟

در همین زمینه، اصطلاحی به نام Pogo-Sticking مطرح است که اشاره به رفت‌وآمد سریع کاربر بین نتایج جستجو دارد. به بیان ساده، وقتی کاربری:

  • یک عبارت را در گوگل جستجو می‌کند،
  • روی یکی از نتایج کلیک می‌کند،
  • خیلی زود به صفحه نتایج برمی‌گردد،
  • و روی یک نتیجه دیگر کلیک می‌کند،

به این رفتار Pogo-Sticking گفته می‌شود. این حالت معمولاً به‌معنای این است که نتیجه اول، پاسخ مناسبی به نیاز کاربر نداده است. اگر این اتفاق برای یک صفحه زیاد تکرار شود، ممکن است روی رتبه آن صفحه تأثیر منفی بگذارد.

Pogo-Sticking در واقع یکی از واضح‌ترین نشانه‌های Dwell Time پایین و تجربه کاربری نامناسب است.

چگونه Dwell Time را اندازه‌گیری کنیم؟

بر خلاف معیارهایی مانند نرخ پرش یا مدت زمان حضور کاربر در سایت که به‌راحتی در ابزارهایی مثل گوگل آنالیتیکس قابل مشاهده هستند، Dwell Time به‌طور مستقیم در هیچ ابزار تحلیلی استانداردی گزارش نمی‌شود. چرا؟ چون این معیار شامل زمان بین ورود کاربر به یک صفحه از طریق نتایج جستجو و بازگشت دوباره او به صفحه نتایج است—اتفاقی که خارج از دامنه کامل سایت و در تعامل با صفحه جستجوی گوگل رخ می‌دهد.

با این حال، می‌توان از ترکیب چند داده دیگر برای تخمین Dwell Time استفاده کرد. برای مثال، اگر کاربر با جستجو وارد یک صفحه شد و در همان لحظه صفحه دیگری را باز نکرد یا رفتار خاصی در سایت انجام نداد، و به سرعت آن را ترک کرد، می‌شود حدس زد که Dwell Time پایین بوده است. ابزارهایی مانند Microsoft Clarity، Hotjar یا حتی اسکریپت‌های سفارشی در تگ منیجر می‌توانند با ردیابی رفتار اسکرول، کلیک و مدت زمان واقعی حضور کاربر در صفحه، اطلاعات نزدیکی به Dwell Time به ما بدهند. همچنین، در سرچ کنسول گوگل می‌توان با بررسی CTR و نرخ بازگشت (bounce rate) در کنار زمان حضور کاربر، دید کلی از کیفیت محتوای صفحات به دست آورد.

عوامل کاهش Dwell Time و راهکارهای بهبود آن

Dwell Time پایین یک زنگ خطر برای کیفیت تجربه کاربری در صفحات وب است. کاربرانی که بلافاصله پس از ورود به صفحه، آن را ترک می‌کنند، انتظاراتشان برآورده نشده‌اند. یکی از دلایل اصلی این اتفاق، ناهماهنگی بین محتوای صفحه و هدف جستجوی کاربر است. وقتی عنوان صفحه یا توضیحات متا، تصویری از محتوایی بدهند که در عمل وجود ندارد، کاربر بدون معطلی صفحه را ترک می‌کند. زمان بارگذاری کند، طراحی گیج‌کننده، یا متن‌های طولانی و فاقد ساختار نیز از دیگر عواملی‌اند که به کاهش Dwell Time منجر می‌شوند.

برای بهبود این شاخص، قبل از هر چیز باید درک دقیقی از نیت جستجو مخاطب داشت. محتوایی که دقیقاً پاسخ نیاز کاربر را بدهد، ساختار واضحی داشته باشد، و در چند ثانیه اول به نقطه اصلی برسد، شانس بالاتری برای ماندگاری کاربر در صفحه دارد. همچنین، افزودن عناصر تعاملی مثل جدول، نمودار یا ویدیوهای مرتبط، می‌تواند تجربه کاربری را غنی‌تر کرده و به افزایش زمان ماندگاری کمک کند. در نهایت، به‌روزرسانی منظم محتوا و بررسی رفتار کاربران از طریق ابزارهای تحلیلی، به شناسایی نقاط ضعف کمک کرده و بهینه‌سازی مستمر را ممکن می‌سازد.

چک‌لیست بررسی و بهبود Dwell Time

  • اطمینان حاصل کنید که عنوان و متا دقیقاً منعکس‌کننده محتوای صفحه باشند.
  • از کلی‌گویی یا اغراق خودداری کنید.
  • زمان بارگذاری صفحه را زیر ۳ ثانیه نگه دارید.
  • بهینه‌سازی تصاویر، کاهش درخواست‌های سرور و استفاده از کشینگ را در نظر بگیرید.
  • استفاده از تیترهای H2 و H3 واضح و منظم.
  • پاراگراف‌های کوتاه و قابل‌خواندن.
  • به‌کارگیری لیست‌های شماره‌دار و بولت‌دار برای افزایش قابلیت اسکن محتوا.
  • طراحی ریسپانسیو مطابق با استانداردهای موبایل.
  • اندازه فونت مناسب و فاصله کافی بین عناصر.
  • حذف یا به حداقل رساندن پاپ‌آپ‌ها و تبلیغات مزاحم.
  • قرار دادن لینک‌های داخلی مرتبط و هدفمند برای افزایش زمان حضور کاربر.
  • استفاده از دعوت به اقدام (CTA) واضح و جذاب.
  • بررسی و به‌روزرسانی محتوا برای حفظ تازگی و صحت اطلاعات.
  • حذف یا اصلاح محتوای منسوخ و قدیمی.

کلام آخر

Dwell Time هرچند یک معیار مستقل و قطعی برای رتبه‌بندی گوگل نیست، اما نمایانگر میزان تعامل و رضایت کاربران از محتوای سایت است. زمانی که کاربران بیشتر در صفحات سایت بمانند، احتمال افزایش کیفیت تجربه کاربری و بهبود سئو نیز بالاتر می‌رود. به همین دلیل، بررسی و بهینه‌سازی عوامل مؤثر بر Dwell Time یکی از بخش‌های مهم استراتژی سئو به شمار می‌آید.

استفاده از چک‌لیست‌های کاربردی برای شناسایی نقاط ضعف و تقویت عناصر کلیدی صفحه، به شما کمک می‌کند تا محتوایی هدفمند، ساختارمند و کاربرپسند ارائه دهید که پاسخگوی نیازهای مخاطبان باشد.


برای یادگیری جامع‌تر و دریافت آموزش‌های عملی در زمینه بهینه‌سازی سئو و افزایش تعامل کاربران، شرکت در دوره آموزش سئو آکادمی آمانج توصیه می‌شود. این دوره با رویکردی کاربردی و به‌روز، به شما مهارت‌های لازم برای ارتقاء جایگاه سایت در نتایج جستجو و جذب مخاطبان وفادار را ارائه می‌دهد.


آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

امتیازشو ثبت کنید

میانگین / 5. تعداد رای

اولین نفر شما امتیاز دهید

کمپ آموزش جامع سئو تخصصی

آموزش سئو

همواره یکی از مشکلاتی که طراحان سایت و شرکت ها با آن دست و پنجه نرم میکنند فروش و بازدید کم سایتشان است. یکی از دلایل اصلی دیده شدن سایتها و فروش بالای آن بهبود رتبه سایت در گوگل است که به این کار سئو گویند. و موفقیت هرکسی در کسب و کار اینترنتی، وابسته به دانش سئو و بهینه سازی وب سایت است.
همواره همه موسسات و شرکت ها ، در عصر امروزی به وب سایتی برای معرفی خدمات و محصولات خود نیاز دارند . که توسط طراحان سایت و برنامه نویسان این عمل انجام می شود. اما این پایان کار نیست . این خدمات و محصولات برای دیده شدن و فروش باید در گوگل و سایر موتور های جستجو دیده شوند که انجام این کار به عهده سئو است .
ادامه...

نوشته شده توسط
نگین سعیدی

من نگین سعیدی هستم کارشناس سئو و تولیدمحتوا آکادمی آمانج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *