
دیدم حالا که موضوع مقاله تحقیقات کیفی در UX است، شاید جالب باشد با یک تحقیق کمی درباره درآمد یک متخصص UX شروع کنیم.
در یکی از سایتهای کاریابی ایرانی سرچ کردم UI UX و ۲۸۸ فرصت شغلی مرتبط را نمایش داد. طبق آمار یکی از همین سایتهای کاریابی میانگین حقوق یک متخصص UX در ماه بیست میلیون تومان است، یعنی اگر شما یک متخصص UX باشید که سطحتان کمی بالاتر از متوسط باشد به احتمال ۵۰٪ به بالا حقوق شما بالای ۲۰ میلیون تومان در ماه است.
طرز فکر و عمل به تحقیقات در UX (تجربه کاربر) چه کیفی، چه کمی در سالهای اخیر به سرعت تکامل یافته است. آنچه قبلاً فقط یک رشته تخصصی بود اکنون به عنوان چیزی که همه افراد در یک سازمان میتوانند و باید در آن شرکت کنند، در نظر گرفته میشود. درنتیجه تعریف تحقیقات کیفی در UX نیز در حال تغییر است.
چه شما متخصص کهنه کار UX باشید یا به تازگی با این مفهوم آشنا شده باشید، تحقیقات در طراحی تجربه کاربر به سرعت در حال تکامل و گسترش است و دیری نمیپاید که در ایران هم تحقیقات کیفی در UX در همه کسبوکارها جایگاه ویژهای را به خود اختصاص خواهد داد.
با توجه به اینکه تمام سیاستهای گوگل در جهت اهمیت بیشتر به کاربر است و تولید محتوای ارزشمند و قابلیت استفاده خوب، روزبهروز نقش طراحی تجربه کاربری (UX) در طراحی وبسایت را پررنگتر میکند و به تبع بازار کار آن هم داغتر و پرتقاضاتر میشوند.
حتما تا انتها با مقاله “۸ متد تحقیقات کیفی در UX” که از سری مقالات دوره آموزش تحقیقات UX آکادمی آمانج است، همراه باشید.
بیشتر بخوانید : “تحقیق UX چیست؟ راهنمای جامع تحقیق کاربر (UX Research)“
آنچه در این نوشته خواهیم داشت
تحقیقات کیفی UX چیست؟
تحقیقات کیفی UX یا User Experience Qualitative Research به بررسی و درک رفتارها، نیازها و احساسات کاربران درباره یک محصول یا خدمت میپردازد. این نوع تحقیقات بیشتر به دنبال کشف و درک عمیق دلایل و انگیزههای پشت رفتار کاربران است تا صرفاً اندازهگیری آنها. هدف اصلی تحقیقات کیفی این است که بفهمیم چرا کاربران به یک شکل خاص عمل میکنند و چه چیزهایی برایشان اهمیت دارد.
نتایج تحقیقات کیفی معمولاً به شکل داستانها و الگوهای رفتاری کاربران ارائه میشود که میتواند به تیم طراحی کمک کند تا به شکل بهتری نیازها و ترجیحات کاربران را در طراحی محصول در نظر بگیرند.
معیارهای کاذب تحقیقات کیفی در UX
یکی از نکات مهم در تحقیقات کیفی UX این است که دادههای کیفی و کمی را به درستی از هم جدا کنید و نتایج اشتباه و نادرست نسازید.
به عنوان مثال، فرض کنید شما سه جلسه طراحی با کاربران برگزار میکنید و در هر جلسه، یک نفر میگوید که از قابلیت یادآوری آنلاین استفاده نمیکند. حتی اگر این نظر را در همه جلسات شنیده باشید، نمیتوانید نتیجه بگیرید که “۱۰۰٪ افراد از این قابلیت استفاده نمیکنند.”
- دلیلش این است که:
شما این نظر را از همه شرکتکنندگان نشنیدهاید. - ممکن است از اکثر شرکتکنندگان بهطور مستقیم نپرسیده باشید که آیا از این قابلیت استفاده میکنند یا نه.
همچنین نباید بگویید “در ۱۰۰٪ جلسات، افراد گفتند که از قابلیت یادآوری آنلاین استفاده نمیکنند.” حتی اگر در هر جلسه ۱۰ نفر حضور داشته باشند و شما این نظر را از یک نفر در هر جلسه شنیده باشید، بقیه افراد ممکن است از این قابلیت استفاده کنند. بنابراین، نتیجه درستتر این است که بگویید “فقط ۳ نفر از شرکتکنندگان از این قابلیت استفاده نمیکنند.”
اگر این دو عبارت را با هم مقایسه کنید:
- “در ۱۰۰٪ جلسات، افراد گفتند که از قابلیت یادآوری آنلاین استفاده نمیکنند.”
- “۳ نفر از شرکتکنندگان از قابلیت یادآوری آنلاین استفاده نمیکنند.”
عبارت اول اغراقآمیز است، در حالی که عبارت دوم دقیقتر است. توجه به این نکته در تحقیقات کیفی UX اهمیت زیادی دارد تا به نتیجهگیریهای صحیح برسید.
رویکرد تحقیقات کیفی در UX
در تحقیقات UX، بهتر است از هر دو نوع دادههای کمی و کیفی استفاده کنیم. این ترکیب به شما کمک میکند تا مشکلات را شناسایی کرده و بعد معیارهایی پیدا کنید که بتوانند به اثبات آن مشکلات کمک کنند.
فرض کنید فقط از یک نوع تحقیق استفاده کردهاید. مثلاً، شما دادههای کمی را برای بررسی زمان صرف شده در هر بخش از فرآیند جمعآوری کردهاید و متوجه میشوید که بخش B زمان بیشتری میگیرد.
بعد از آن، با کاربران مصاحبه میکنید (تحقیقات کیفی) و آنها میگویند که “بخش A گیجکننده است”، “توضیحات آن واضح نیست” یا “فقط یک دکمه را میزنیم و بعدی را انتخاب میکنیم”. اینجا متوجه میشوید که مشکل اصلی در بخش B نیست، بلکه در این است که کاربران سریع از بخش A رد میشوند چون برایشان مبهم است. حالا با ترکیب دادههای کمی و کیفی میدانید که مشکل واقعی کجاست.
۸ متد تحقیقات کیفی در UX
متدهای تحقیقات کیفی در UX به ما کمک میکنند تا تجربیات، احساسات و نیازهای کاربران را به طور عمیقتری درک کنیم. این متدها بیشتر به دنبال کشف دیدگاهها و رفتارهای کاربران هستند تا اندازهگیری عددی. در ادامه چند متد رایج تحقیقات کیفی توضیح داده شده است:
۱. مصاحبه عمیق (In-Depth Interviews)
در این روش، محقق به صورت یک به یک با کاربران صحبت میکند تا جزئیات عمیقتری از تجربیات و دیدگاههای آنها را کشف کند. این مصاحبهها به محقق کمک میکنند که متوجه نیازها، چالشها و انتظارات کاربران شود. سؤالات اغلب باز و منعطف هستند تا کاربران بتوانند آزادانه نظرات خود را بیان کنند.
۲. مطالعات میدانی (Field Studies)
در این روش، محققان به محیط واقعی کاربران میروند و مشاهده میکنند که چگونه کاربران از محصول یا خدمات استفاده میکنند. این متد به محققان کمک میکند تا ببینند کاربران در دنیای واقعی با چه چالشهایی مواجهاند و چگونه با آنها کنار میآیند.
۳. مشاهدهی مشارکتی (Participatory Observation)
در این روش، محقق به همراه کاربران وارد فرآیند استفاده از محصول یا سرویس میشود. به عبارت دیگر، محققان همزمان با کاربران تجربهای را که آنها دارند تجربه میکنند.
۴. گروههای متمرکز (Focus Groups)
این روش شامل جلسات گروهی با تعدادی از کاربران است که در آنها دربارهی یک موضوع خاص صحبت میشود. محقق سؤالاتی را مطرح میکند و به بحث گروهی گوش میدهد.
۵. تست کاربردپذیری (Usability Testing)
در این متد، کاربران با یک محصول یا نمونه اولیه تعامل میکنند و محقق مشاهده میکند که آنها چگونه با محصول کار میکنند. هدف این است که مشکلات در تجربه کاربری شناسایی شود. برای مثال، چه مراحلی برای کاربر سخت یا گیجکننده است.
۶. کارتسورتینگ (Card Sorting)
در این متد، به کاربران کارتهایی داده میشود که روی هر کارت یک موضوع یا ویژگی از محصول نوشته شده است. از کاربران خواسته میشود این کارتها را به گروههای منطقی دستهبندی کنند.
۷. تحلیل سفر کاربر (User Journey Analysis)
این متد شامل نقشهبرداری از مراحل مختلفی است که یک کاربر برای رسیدن به هدفش در تعامل با محصول طی میکند. به این ترتیب، محققان میتوانند نقاط درد (pain points)، لحظات کلیدی و فرصتهای بهبود در طول مسیر را شناسایی کنند.
۸. نقشهبرداری همدلی (Empathy Mapping)
در این متد، محققان با استفاده از اطلاعات جمعآوری شده از کاربران، نقشهای ایجاد میکنند که به آنها کمک میکند تا بهتر درک کنند که کاربران چه فکر میکنند، چه احساس میکنند، چه میگویند و چه کاری انجام میدهند. این نقشه به تیمها کمک میکند تا بهتر به جای کاربران فکر کنند و نیازهای آنها را بشناسند.
بیشتر بخوانید: “نقشه همدلی (Empathy Map) نقشه گنج است“
جمعبندی
تحقیقات کیفی و کمی در UX مکمل یکدیگر هستند و هر کدام اهداف خاصی را دنبال میکنند. تحقیقات کیفی معمولاً با تعداد کمی از کاربران (معمولاً ۵ تا ۸ نفر) انجام میشود و به محقق کمک میکند مشکلات اصلی استفاده از محصول را به طور مستقیم پیدا کنند. این روش بیشتر برای هدایت طراحی و ایجاد بهبودهای اولیه به کار میرود.
تستهای کمی اما با تعداد بیشتری از کاربران (معمولاً بیش از ۳۰ نفر) انجام میشوند. نتایج این تستها به دلیل داشتن نمونه بزرگتر، کمتر تحت تأثیر اشتباهات تصادفی قرار میگیرند و به همین دلیل دقیقترند. این نوع تستها برای ارزیابی کلی عملکرد و تجربه کاربران از طریق معیارهایی مانند میزان انجام کار، زمان انجام وظایف و میزان رضایت استفاده میشوند و به مرور در مراحل مختلف طراحی بررسی میشوند.
تحقیقات کیفی به بهترین شکل به سؤالاتی مانند “چرا” یا “چطور” پاسخ میدهد، یعنی دلیل مشکلات را پیدا میکند. در حالی که روشهای کمی برای پاسخ به سوالات “چند نفر” یا “چقدر” مناسبترند و کمک میکنند تا مشخص شود کدام مشکلات ارزش بیشتری برای رفع دارند. این اطلاعات به شما در اولویتبندی منابع کمک میکند و نشان میدهد روی چه مسائلی بیشتر تمرکز کنید.
شما از چه روشهایی برای تحقیقات کیفی در UX استفاده میکنید؟ در کامنتها با ما به اشتراک بگذارید!
بیشتر بخوانید: “Contextual inquiry یا تحقیقات زمینهای در UX چیست؟“
منبع مقاله:
دوره تخصصی کانتنت مارکتینگ
آموزش تخصصی بازاریابی محتوا
حتما در این چند سال عبارت «تولید محتوا» را زیاد شنیدهاید؛ حتی ممکن است این جملات هم برای شما آشنا باشند:
- بلاگرهایی که کار تولید محتوا انجام میدهند، درآمد بسیار بالایی دارند.
- شرکتهای بزرگ در دنیا و حتی در ایران به فکر گسترش تیم محتوای خود هستند تا بتوانند از طریق بازاریابی محتوا فروش خود را بالا ببرند.
- محتوا پادشاه است.
بازاریابی محتوا از آن دسته موضوعات جذابی است که خیلیها تصور میکنند انجام آن هم کار سادهای است. کافی است یک روز را به تولید محتوا یا تدوین برنامه بازاریابی محتوایی اختصاص دهید تا متوجه شوید این کار چقدر ظرافت و پیچیدگی دارد. این روزها بازاریابی محتوایی توانسته در همه صنایع، از کسبوکارهای کوچک و خانگی گرفته تا سازمانهای شناختهشده و تخصصی جای خود را پیدا کند. حالا دیگر کسی نمیتواند منکر این شود که روش سنتی بازاریابی جای خود را به بازاریابی محتوایی داده است. همه کسبوکارها متوجه این موضوع شدهاند که برای داشتن سهم بازار در فضای کاری بزرگ و کنار رقبای سرسخت، به محتوای منحصربهفرد، خلاقانه و جذاب نیاز دارد تا بتواند اعتماد کاربر را به دست آورده و او را متقاعد کند که از میان میلیونها محتوای رنگارنگ، آن را انتخاب کند.
ادامه...
1 دیدگاه