Site icon آکادمی آمانج

طراحی UX و UI برای وب‌سایت‌های B2B

آموزش طراحی ui/ux برای سایتهای b2b

خیلی از وب‌سایت‌های B2B از بیرون «درست» به نظر می‌رسند؛ طراحی تمیز دارند، محتوای فنی منتشر می‌کنند و حتی ترافیک قابل قبولی هم می‌گیرند. اما وقتی پای نتیجه وسط می‌آید—لید باکیفیت، تماس فروش، یا شروع یک مکالمه جدی—همه‌چیز متوقف می‌شود. مسئله کمبود کاربر نیست؛ مسئله این است که سایت برای تصمیم‌گیری طراحی نشده است.

در فضای B2B، وب‌سایت قرار نیست کاربر را هیجان‌زده کند یا سریع به خرید برساند. اینجا کاربر با ذهنیتی پر از سؤال، تردید و ریسک وارد سایت می‌شود. او ممکن است تصمیم‌گیرنده نهایی نباشد، ممکن است امروز تصمیم نگیرد و ممکن است چند بار برگردد تا به نتیجه برسد. اگر UI/UX سایت نتواند این فرایند ذهنی را پشتیبانی کند، حتی بهترین محتوا و قوی‌ترین محصول هم نادیده گرفته می‌شود.

در این مقاله، تمرکز ما روی این است که UX/UI در وب‌سایت‌های B2B چه نقشی در تصمیم‌گیری دارد، چرا الگوهای رایج طراحی همیشه جواب نمی‌دهند، و چطور می‌شود سایتی ساخت که کاربر را قدم‌به‌قدم به شروع یک گفت‌وگوی واقعی نزدیک کند.

چالش اصلی طراحی UI/UX وب‌سایت‌های B2B

۱. تمرکز بیش‌ازحد بر ارائه اطلاعات

بیشتر وب‌سایت‌های B2B از نظر محتوایی فقیر نیستند. توضیح محصول، معرفی خدمات، نمونه‌کار و حتی محتوای آموزشی دارند. مسئله اصلی در این سایت‌ها، نحوه ارائه و توالی اطلاعات است. کاربر با حجم زیادی از داده روبه‌رو می‌شود، اما مسیر مشخصی برای رسیدن به تصمیم نمی‌بیند. نتیجه این وضعیت، خواندن پراکنده صفحات و خروج بدون اقدام است.

۲. نادیده‌گرفتن مراحل مختلف تصمیم‌گیری در بیزینس B2B

در طراحی بسیاری از سایت‌های B2B، فرض بر این است که همه کاربران آمادگی یکسانی برای اقدام دارند. در حالی که در واقعیت، کاربران در مراحل متفاوتی قرار دارند: برخی هنوز در حال درک مسئله‌اند، برخی گزینه‌ها را مقایسه می‌کنند و برخی آماده گفت‌وگو با تیم فروش هستند. وقتی طراحی سایت این تفاوت را در نظر نگیرد، پیام‌ها و CTAها برای بخش بزرگی از کاربران زودهنگام یا نامرتبط به نظر می‌رسد.

۳. یکسان‌دیدن تصمیم‌گیرندگان اصلی و کاربران سایت

یکی دیگر از مشکلات رایج در وب‌سایت‌های B2B این است که مخاطب سایت به‌عنوان «یک نفر» در نظر گرفته می‌شود. در حالی که تصمیم نهایی توسط چند نقش مختلف گرفته می‌شود؛ از مدیر فنی و مالی گرفته تا مدیرعامل. اگر UX/UI سایت نتواند به نیازهای این نقش‌های مختلف پاسخ دهد، سایت عملاً فقط بخشی از فرایند تصمیم‌گیری را پوشش می‌دهد.

۴. نبود نشانه‌های روشن برای قدم بعدی

کاربر B2B به دنبال یک اقدام فوری نیست، اما انتظار دارد بداند قدم منطقی بعدی چیست. بسیاری از سایت‌ها یا این مسیر را مشخص نمی‌کنند، یا تنها گزینه موجود را تماس مستقیم با فروش می‌گذارند. این رویکرد باعث می‌شود کاربر احساس کند هنوز اطلاعات کافی برای این مرحله ندارد و تصمیم را به تعویق بیندازد.

کاربر B2B چگونه تصمیم می‌گیرد؟

در فضای B2B، تصمیم‌گیری یک روند تدریجی و چندمرحله‌ای است. کاربر با یک نیاز یا مسئله وارد سایت می‌شود، اما در همان بازدید اول به دنبال اقدام نهایی نیست. او می‌خواهد بفهمد آیا این گزینه ارزش بررسی بیشتر دارد یا نه، آیا می‌تواند روی آن حساب کند و آیا در صورت انتخاب، ریسک قابل قبولی دارد. به همین دلیل، بازگشت‌های مکرر به سایت، مقایسه صفحات مختلف و حتی توقف موقت در مسیر تصمیم‌گیری، رفتار طبیعی کاربر B2B محسوب می‌شود.

نکته مهم اینجاست که تصمیم نهایی بعد از خروج از سایت شکل می‌گیرد. کاربر اطلاعات را جمع‌آوری می‌کند، آن‌ها را با گزینه‌های دیگر مقایسه می‌کند و با فاصله زمانی برمی‌گردد. طراح باید این واقعیت را بپذیرد و تجربه‌ای بسازد که برای بازگشت، مرور دوباره و ادامه تصمیم‌گیری طراحی شده باشد.

طراحی UX در کسب‌وکار B2B 

وب‌سایت B2B با طراحی UX اصولی کاربر را در مسیر تصمیم‌گیری جلو می‌برد. یعنی سایت باید به کاربر کمک کند هر بار که وارد می‌شود، یک قدم جلوتر از دفعه قبل برود. به‌عبارت‌دیگر طراحی UX در محصول B2B باید به‌جای یک مسیر واحد، چند نقطه ورود و خروج منطقی داشته باشد. 

نکته مهم این است که تصمیم‌گیری در B2B فقط به محتوا وابسته نیست؛ چیدمان، ترتیب صفحات و ارتباط بین بخش‌ها نقش تعیین‌کننده دارند. اینکه چه اطلاعاتی زودتر دیده شود، چه چیزی قابل مقایسه باشد و کجا به کاربر پیشنهاد تعامل داده شود، همگی بخشی از طراحی تجربه کاربری هستند. 


بیشتر بخوانید: “۵ اصل اساسی در طراحی محصول


طراحی UI در سایت‌های B2B


بیشتر بخوانید: “راهنمای جامع قوانین طراحی تجربه کاربر و طراحی رابط کاربر


۸ نکته مهم در ساختار صفحات و الگوی طراحی UX/UI در سایت‌های B2B

۱. کمک به تصمیم‌گیری کاربر

در سایت‌های B2B، صفحات نباید به‌صورت جزیره‌ای طراحی شوند. هر صفحه باید جای مشخصی در مسیر تصمیم‌گیری داشته باشد و کاربر بعد از خواندن آن بداند قدم بعدی چیست و چرا باید به مرحله بعد برود. وقتی این مسیر روشن نباشد، حتی محتوای خوب هم به تصمیم منجر نمی‌شود.

۲. منوی سایت

منوی بسیاری از سایت‌های B2B بر اساس ساختار داخلی شرکت طراحی می‌شود؛ چیزی که برای کاربر بیرونی معنا ندارد. کاربر با مسئله و کاربرد وارد سایت می‌شود، نه با واحد سازمانی یا نام سرویس‌ها. منویی که با منطق ذهنی کاربر هماهنگ باشد، پایه یک تجربه کاربری قابل فهم است و جهت حرکت در سایت را مشخص می‌کند.

۳. سطح جزئیات

همه صفحات نباید یک اندازه عمیق یا فنی باشند. بعضی صفحات باید سریع تصویر کلی بدهند، بعضی وارد بررسی و مقایسه شوند و بعضی برای کاربری طراحی شوند که آماده تعامل است. کنترل سطح جزئیات باعث می‌شود کاربر نه دچار کمبود اطلاعات شود و نه زیر بار حجم زیاد داده خسته شود.

۴. CTAهای به‌جا

در کسب‌وکارهای B2B دکمه CTA قرار نیست کاربر را به تصمیم نهایی هل بدهد. الگوهای مؤثر روی ادامه مسیر تمرکز دارند؛ مثل درخواست دمو، دریافت اطلاعات بیشتر یا شروع یک گفت‌وگوی اولیه. این نوع CTAها با منطق تصمیم‌گیری تدریجی کاربران B2B هماهنگ‌اند و اصطکاک تصمیم را کم می‌کنند.

۵. کمک به مقایسه و انتخاب کاربر

کاربر B2B دیر یا زود وارد فاز مقایسه می‌شود؛ چه بین گزینه‌های مختلف بازار، چه بین پلن‌ها یا راه‌حل‌های داخلی یک سایت. ارائه مقایسه‌های ساده، شفاف و قابل اسکن—مثل جدول‌ها یا لیست تفاوت‌ها—به کاربر کمک می‌کند تصمیمش را منطقی‌تر و قابل دفاع جلو ببرد.

۶. فرم‌های درخواست دمو، مشاوره یا تماس

در سایت‌های B2B، فرم‌ها نقطه ورود به تعامل واقعی هستند. اگر فرم درخواست دمو یا تماس زودتر از آمادگی کاربر نمایش داده شود، تصمیم متوقف می‌شود. UX/UI خوب کمک می‌کند این فرم‌ها دقیقاً در زمانی ظاهر شوند که کاربر آماده ادامه گفت‌وگوست و بداند چرا باید این مرحله را طی کند.

۷. نشانه‌های اعتماد

اعتماد در B2B با عناصر تزئینی ساخته نمی‌شود. نشانه‌های اعتماد زمانی مؤثرند که در نقاط حساس تصمیم قرار بگیرند؛ کنار CTA، قبل از ارسال فرم یا در صفحات مقایسه. در این جایگاه‌ها، اعتماد مستقیماً به تصمیم کمک می‌کند.

۸. محتوا و لینک‌های داخلی

در UX سایت‌های B2B، مهم نیست فقط چه صفحاتی وجود دارد؛ مهم‌تر این است که این صفحات چطور به هم وصل شده‌اند. لینک‌های داخلی باید منطقی باشند و کاربر را در مسیر تصمیم جلو ببرند، نه اینکه صرفاً برای پر کردن منو یا اهداف سئویی اضافه شوند.


بیشتر بخوانید: “همه چیز درباره سئو وبسایت B2B+ استراتژی‌های برنده


چطور UX/UI سایت B2B را ارزیابی کنیم؟

۱. کمک به تصمیم‌گیری کاربر

اولین معیار ارزیابی UX/UI در B2B این است که کاربر بعد از تعامل با سایت، تصویر شفاف‌تری از تصمیمش داشته باشد. اگر کاربر بداند مسئله‌اش چیست، چه گزینه‌هایی دارد و قدم بعدی کدام است، UX کارش را درست انجام داده است.

۲. رفتار بازگشتی

در B2B بازگشت کاربر نشانه ضعف نیست. نکته مهم این است که آیا کاربر در بازدیدهای بعدی وارد صفحات عمیق‌تر و تصمیم‌سازتر می‌شود یا همان مسیر قبلی را تکرار می‌کند. UX خوب باعث بلوغ مسیر کاربر می‌شود.

۳. تعامل‌های معنادار

همه چیز به تبدیل نهایی ختم نمی‌شود. دیدن صفحات مقایسه، دانلود محتوای تصمیم‌ساز یا تکمیل بخشی از فرم‌ها، نشانه‌هایی هستند که نشان می‌دهند کاربر در مسیر تصمیم جلو رفته است.

۴. بازخورد فروش

رفتار واقعی کاربران فقط در داده‌ها دیده نمی‌شود. سؤال‌هایی که تیم فروش از مشتریان می‌شنود، دقیق‌ترین بازخورد درباره UX/UI سایت است. هر سؤال تکراری، معمولاً یک خلأ در تجربه کاربری را نشان می‌دهد.

جمع‌بندی

طراحی UX/UI در وب‌سایت‌های B2B زمانی مؤثر است که سایت بتواند نقش فعالی در تصمیم‌گیری ایفا کند. نه با شلوغ‌کردن مسیر و خلاقیت بیش‌ازحد، بلکه با شفاف‌سازی، اولویت‌بندی درست اطلاعات و ایجاد تجربه‌ای که کاربر در آن احساس اطمینان و کنترل داشته باشد.

اگر می‌خواهید این نگاه تصمیم‌محور را به‌صورت عملی یاد بگیرید، بسته به مسیر حرفه‌ای‌تان می‌توانید سراغ یکی از این دو آموزش بروید که در آکادمی آمانج ارائه می‌شوند:

دوره تخصصی کانتنت مارکتینگ

آموزش تخصصی بازاریابی محتوا

حتما در این چند سال عبارت «تولید محتوا» را زیاد شنیده‌اید؛ حتی ممکن است این جملات هم برای شما آشنا باشند:

  • بلاگرهایی که کار تولید محتوا انجام می‌دهند، درآمد بسیار بالایی دارند.
  • شرکت‌های بزرگ در دنیا و حتی در ایران به فکر گسترش تیم محتوای خود هستند تا بتوانند از طریق بازاریابی محتوا فروش خود را بالا ببرند.
  • محتوا پادشاه است.

بازاریابی محتوا از آن دسته موضوعات جذابی است که خیلی‌ها تصور می‌کنند انجام آن هم کار ساده‌ای است. کافی است یک روز را به تولید محتوا یا تدوین برنامه بازاریابی محتوایی اختصاص دهید تا متوجه شوید این کار چقدر ظرافت و پیچیدگی دارد. این روزها بازاریابی محتوایی توانسته در همه صنایع، از کسب‌وکارهای کوچک و خانگی گرفته تا سازمان‌های شناخته‌شده و تخصصی جای خود را پیدا کند. حالا دیگر کسی نمی‌تواند منکر این شود که روش سنتی بازاریابی جای خود را به بازاریابی محتوایی داده است. همه کسب‌وکارها متوجه این موضوع شده‌اند که برای داشتن سهم بازار در فضای کاری بزرگ و کنار رقبای سرسخت، به محتوای منحصربه‌فرد، خلاقانه و جذاب نیاز دارد تا بتواند اعتماد کاربر را به دست آورده و او را متقاعد کند که از میان میلیون‌ها محتوای رنگارنگ، آن را انتخاب کند.
ادامه...

مشاهده نسخه گرافیکی و کامل