دیپ لرنینگ چگونه در مکان یابی سلول کاربرد دارد؟
یکی از مهم ترین مراحل در تشخیص سرطان تشخیص سلول های سرطانی و مکان یابی سلول هاست. حرکات سلولی سرنخ هایی از چگونگی تأثیر داروها یا انواع ژن ها بر گسترش تومورها در بدن ارائه می دهند. در نتیجه می توان به کمک فیلم های میکروسکوپی هسته سلول ها را ردیابی کرد. اما...
بررسی پروفایل سلول
زیست شناس سرطان، نیل کاراگر نخستین گام را در این راستا در سال ٢٠٠٤ برداشت. در تحقیقات او نشان داده شده که هوش مصنوعی می تواند در فرایندهای غربالگری بهبود ایجاد کند. اما از طرفی به کارگیری هوش مصنوعی توسط زیست شناسان دشوار است. زیرا نیاز به آموزش کدنویسی خواهد داشت. به همین دلیل تیم کاراگر به همراه یک تیم زیست شناس محاسباتی اقدام به بررسی اثرات داروهای متعدد بر روی سلول های سرطان سینه کردند. آن ها در ادامه با رنگ کردن سلول ها با رنگ فلورسنت و سپس استفاده از نرم افزار منبع باز CellProfiler برای تولید پروفایل سلول، روش خود را توسعه دادند.سال گذشته همین گروه به بررسی چگونگی اثر دیپ لرنینگ بر بهبود این روند پرداختند. محققان داده های سرطان سینه Carragher را از مجموعه Broad Bioimage Benchmark بارگیری کرده و از آن برای آموزش یک شبکه عصبی عمیق که پیش از این فقط تصاویری مانند اتومبیل و حیوانات را دیده بود، استفاده کردند. با اسکن الگوهای موجود در داده های مربوط به سرطان سینه، این مدل آموزش دید تا تغییرات سلولی معنا دار را تشخیص دهد. از آنجایی که به این نرم افزار گفته نشده است که دقیقا دنبال چه باشد، ویژگی هایی را یافت که محققان حتی در نظر نگرفته بودند. گروه دیگری از محققان به بررسی جهش های ژنتیکی پرداختند. آن ها با رنگ آمیزی سلول های سرطانی ریه را با استفاده از پروتکل Cell Painting رنگ آمیزی کرده و تفاوت اثر دارویی روی سلول ها را بررسی کردند. آن ها دریافتند که یادگیری ماشینی می تواند انواع معنی داری در تصاویر و همچنین فرآیندهای سنجش بیان ژن در سلول ها را شناسایی کند.
سیستم های مبنی بر یادگیری عمیق با تقلید از الگوهای فکری انسانی و از طریق الگوریتم شبکه های عصبی به تصمیم گیری و اجرای دستورات خاص میپردازند. لایه های عصبی سیستم های دیپ لرنینگ توسط مهندسین طراحی و ساخته نمی شوند؛ بلکه این داده ها و اطلاعات مختلف هستند که موجب پیشرفت و بهبود فرایند یادگیری این الگوریتم ها میشوند.
دیپ لرنینگ در مکانیابی پروتئینها
یک گروه تحقیقاتی دیگر بر روی کاربرد دیپ لرنینگ در مکانیابی پروتئین مطالعه کردند. این کار بخشی از اطلس پروتئین انسانی است ، تلاشی چند ساله برای ترسیم پروتئین ها. اطلاعات مکانی نشان می دهند که پروتئین ها در کدام بخش سلول واقع شده اند. اگر محققان این اطلاعات را می دانستند، می توانستند از آن ها برای به دست آوردن بینش عمیق تر در زیست شناسی استفاده کنند. این گروه تحقیقاتی از گیمرها جهت همکاری در به کارگیری کامپیوترها برای مکان یابی پروتئین ها در سلول، دعوت به عمل آورد. گیمرها در بازی EVE Online به منظور کسب امتیاز بیشتر می بایست پروتئین هایی که با فلوروسنت برچسب گذاری شده بودند را می یافتند. به همین منظور یک سیستم هوش مصنوعی که با همین هدف استفاده می شد را ارتقا بخشیدند. سرانجام محققین تصاویر خود را به Kaggle بردند: پلتفرمی که کارشناسان یادگیری ماشین را به چالش می کشد تا بهترین مدل های خود را برای شکستن مجموعه داده های ارسال شده توسط شرکت ها و محققان توسعه بخشند.در طی ٣ ماه، بیش از دو هزار تیم در سراسر جهان با هم به رقابت پرداختند؛ تا بتوانند یک مدل دیپ لرنینگ که قادر به تشخیص پروتئین و توزیع مکانی آن باشد را توسعه دهند. این پروژه ی چالش برانگیزی بود. نیمی از پروتئین های انسان در مکان های مختلفی در سلول ها یافت شدند؛. اما در هسته سلول ها تجمع بیشتری داشتند. این الگوریتم تقریبا به اندازه متخصصان انسانی دقیق بود؛ اما سرعت و قابلیت تکثیر بیشتری داشت. علاوه بر این، می تواند اطلاعات مکانی را به صورت عددی بیان کند. وقتی بتوانیم اطلاعات را به شکل عددی بیان کنیم، یعنی می توانیم آن را با انواع دیگر داده ها ادغام کنیم. همین موضوع باعث تحول تحقیقات در زمینه سرطان گشته است.